درباره وبلاگ

مراد عشق کشف راز می کرد
که مجنون چون به لیلی ناز می کرد
به خاک پای لیلی غبطه می خورد
بدین سان تا افق پرواز می کرد
به گردن طوف تیغ عشق می داد
به مرگش زندگی آغاز می کرد
به بزم عشق کامش را چو می بست
به عود عشق سوزش ساز می کرد
در دل را به روی غیر می بست
در باغ شهادت باز می کرد
فهرست اصلی
دوستان
bibahane
نوشته های یک مهندس شیعه
لحظه انتظار
طهورا
کام دل
باز مانده تنها (وبلاگ شخصی سید محمد انجوی )
ماه تولد شما :وبلاگ شما
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY
FreeCod Fall Hafez
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ
برام همیشه صحن عشق بوده من عاشق این صحنم
همیشه هم هروقت رفتم مشهد وقت نشده بود تو این صحن دعای کمیل رو بخونم
اما امسال ۵شنبه مشهد بودیم و آرزوم داشت به حقیقت می پیوست از همون یک شنبه که رسیدیم منتظر این روز بودم .
مشهد خیلی سرمون شلوغ بود همه بجز ۳نفر از زیر کارها در میرفتن و به طبع کارها می افتاد گردن همین سه نفر که بود خانم ر.ع و خانم عدالت عزیزم و من بی پر و بال . خلاصه اینکه کم وقت میشد بریم حرم فقط وقت های نماز میرفتم و زود باید بعد از نماز برمی گشتم تا برا غذا دادن به خانم عدالت عزیز کمک کنم . بماند .....
روز موعود فرارسید اما کارها اینقدر زیاد بود که حتی برا نماز مغرب هم نتونستم برم حرم با هر بد بختی که بود کار هارو سر و سامون دادم و حرکت کردم تا حرم فاصله چندانی نداشتیم اما میدونستم که دعا شروع شده ...
اذن دخول که نخوندم به امام رضا گفتم: آقا اجازه بیام تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعدم گفتم سکوت علامت رضاست و تو هم که قربونت برم همیشه رضایی....
رفتم به طرف صحن عشق تند تند میرفتم دو تا از بچه ها منو دیدن ولی خیلی عجله داشتم بی توجه به اونا تند تر رفتم از صحن جامع اومدم صحن جمهوری و از اونجا جلوی صحن عشق قلبم داشت تند تند میزد یعنی ممکنه جلوی گنبد طلا و پنجره فولاد بشینم تو صحن آرزوهام صحن انقلاب و دعای کمیل بخونم؟؟؟
-:نه ممکن نیست خانم شما بخوای بری همه میخوان برن.
راست میگفت دیر رسیده بودمراه رو بسته بودن رفتم طرف زیر زمین دلم بدجوری شکست داشتم دق میکردم و با خودم حرف میزدم نفهمیدم کی از پله ها اومدم پایین و این همه راه رو طی کردم اما جلوی پله های طرف مقابل بودم گفتم خوب اگه راضی نبودی راهم نمیدادی اینجوری خواستی بگی دوستم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟خواستی بگی گلهای صبح اتفاقی بوده؟؟؟(این گلها ماجرا داره بعدن میگم ) گفتم برم تو یکی از صحن ها و دعام رو بخونم از خادم پرسیدم اینجا به کدوم صحن نزدیک تره انگار خواب میدیدم گفت صحن انقلاب گفتم بازه گفت آره تازه میخوان ببندن .... رفتم داخل اما مگه جا برا نشستن پیدا میشه سوزن بندازی پایین نمی اد ....جلوی پنجره فولاد کنار دیوار یه زوج جوون بلند شدن و من سر جاشون روبرو گنبد همون جایی که خواسته بودم ....این طوری امام رضا بغلم کرد....
الهی قربونش برم کلی دلم واسه اش تنگ شده....
نوشته شده توسط بی بال در دوشنبه 12 مرداد1388 ساعت 1:29 AM موضوع | لینک ثابت
تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست
زیبا ترین خاطره هامان چه دیدنی است ...
امسال امام رضا فوق العاده هوای منو داشت ماه رجب و صحن انقلاب ....
دلمو گره زدم به پنجره ات....
دوست دارم که تا ابد این گره رو وا نکنی ....
مولایم :
کوله باری از غم و شرم و خجالت بهر تو آورده ام
لیک میدانم کریمی و خریدار منی
امسال وقتی که ما رو دعوت کردی به مهمون سرات ....
وقتی با وجود اینکه در صحن انقلاب بسته بود منو بردی صحن انقلاب تا جلوی پنجره فولاد بشینم و کمیل بخونم ...
وقتی کار سنگین بود و نتونستم بیام حرم برام گل فرستادی...
وقتی خواب موندم و بهتریت لحظات حرم رو که طلوع خورشید بود از دست دادم و برام یه هدیه فرستادی ....
با تمام وجود حس کردم که چقدر مهربونی و حتی آدمای مثل منو هم تحویل میگیری اونم من با این همه ...
مهربونم، عزیزم، گلم،زندگیم ،عشقم و همه ی دارو ندارم امام رضا ...
به خدا که توی دنیا لنگه نداری مولا
اگه چیزی بالا تر از عشق وجود داشته باشه باید بگم که تویی با تمام وجودم دوستت دارم و حاضرم برا ظهور پسرت مهدی هرچه که دارم فدا کنم که اونم چیزی از تو کم نداره
نوشته شده توسط بی بال در دوشنبه 29 تیر1388 ساعت 1:45 PM موضوع | لینک ثابت
هرچند که بر پيکر ما تاخته ايد
از جمجمه هاي ما بنا ساخته ايد
هرچند زخون پهلوانان امروز
ديريست به ضرب سکه پرداخته ايد
هرچند که از ،رگ رگ بريده ي ما
زنجير طلا به گردن انداخته ايد
هرچند که در باغ شقايق هامان
چونان علف هرز قد افراخته ايد
غم نيست اگر به اشک ما طعنه زنيد
تاريخ قبيله را چو نشناخته ايد
اما به همان که رفت و نامد خبرش
سوگند که اي قوم هبل باخته ايد
چه کسي باور ميکند که اين ارازل مردم ايران باشند ،که ما اينها را از خود نمي دانيم، کساني که فراموش کرده اند ما براي حفظ اين آب و خاک از شر آمريکا و اسرائيل پدران و برادران و....وپسرانمان را داده ايم ،بي آنکه ذره اي توجه کنند به اين که ما مسلمان هستيم براي داشتن بي بند و باري تلاش مي کنند و اينگونه دانشگاهمان را به آشوب مي کشند.بگذاريد بگويم که چگونه چوب ها را با ميخ تبديل به گرز کرده بودند تا بر سر عده اي بي گناه فرود آورند خانم م.خ.از آنهايي که حتما بايد اخراج شود سر دسته ي آشوبگران خوابگاهي به کمک خانم ر.ج. که تعليقي مي باشد و اخراج ايشان نيز حتمي شده ،به صورت دختران دانشجو اسيد پاشيده اند .خانم م.خ. در حالي که دو شب پيش با گرز هاي ساختگي خودشان به کمک ارازل و اوباشهايي که اصلا دانشجو نبودند مي رفته توسط يکي از دختران شناسايي مي شود هنگامي که از او خواسته شده تا به خوابگاه خودش بر گردد با مشت به قلب دختر بينوا زده و از ترس گرزها را رها کرده و گريخته به ميان جمع اغتشاش گران . جالب است اين تعداد قليل خود را ملت ايران ميدانند !!!!!!آشوبگران که خود را از طرفداران مير حسين موسوي معرفي کرده اند حتي به دختران هم فکر خودشان هم رحم نمي کردند و ...بماند که چه در ميان آنان مي گذشت اما بعد از اينکه پسران با غيرت بسيجي به ميدان مبارزه مي رسند با کمک دختران بسيج دختران طرفدار موسوي را راهي خوابگاه هايشان مي کنند بعد دو نفر از پسران بسيجي جلوي در خوابگاه 10 براي حفاظت از دختر ها مستقر مي شوند اما همين دختران با ريختن آب روي سر آنها و دادن شعار (که چه عرض کنم فحش و ناسزا)به آنها از آنها تشکر جانانه اي مي کنند .باز هم تاکييد ميکن اين آشوب کار مردم ايران نيست زيرا ايراني شجاعت دارد و حتي براي آشوب هم چهره اش را نمي پوشاند ،اما اينان که با نقابهاي سبز و سياه چهره پوشانده بودند ،حتما از گروهک هاي منافقين اند و از طرف آمريکا و اسرائيل حمايت مي شوندو با بهانه انتخابات دست به اين اقدامات زده اند ، بايد به اين ابلهان فرب خورده بگوييم که تا کور شود هر آنکه نتواند ديد ما ايرانمان را پاس مي داريم .
دريغ است ايران که ويران شود
کنام پلنگان و شيران شود
و
چو ايران مباشد تن من مباد
و
خوني که در رگ ماست هديه به رهبر ماست
و
واي اگر خامنه اي حکم جهادم دهد ارتش دنيا نتواند که جوابم دهد
شما 30،20 نفر که عددي نيستيد ....
نوشته شده توسط بی بال در چهارشنبه 27 خرداد1388 ساعت 0:11 AM موضوع | لینک ثابت
روانبخش: با تفکرات اومانيستي و سکولار نميتوان به پيشرفت رسيد
حجه الاسلام روانبخش در جمع دانشجويان دانشگاههاي شيراز گفت با توجه به اينکه مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميده اند با کساني که تفکرات اومانيستي و وليبرال دارند نميشود اين راه را پيمود.
6:50 - 26ارديبهشت ماه88
حجه الاسلام روانبخش در جمع دانشجويان دانشگاههاي شيراز گفت با توجه به اينکه مقام معظم رهبري دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميده اند با کساني که تفکرات اومانيستي و وليبرال دارند نميشود اين راه را پيمود.
به گزارش پايگاه خبري – تحليلي روايت حجه الاسلام قاسم روانبخش در جمع دانشجويان دانشگاههاي شيراز در تالار خوارزمي دانشگاه شيراز افزود: خواست مقام معظم رهبري از جوانان اين است که کشور را به جايي برسانند که ديگران براي فراگيري علوم مجبور شوند زبان فارسي را ياد بگيرند و به ايران بيايند.
وي اومانيسم ، سکولاريسم و ليبراليسم را از اصول فرهنگ غرب دانست و گفت: اين جمله سروش که "ارتداد حق طبيعي هر انساني است" در راستاي اصل اومانيسم است.
روانبحش با اشاره به اظهار نظر سيد محمد خاتمي درباره آزادي گفت : تفکر ليبراليسم يعني انساني که در تفکرات آنها محور است، آزادي بي حد و مرز دارد و دين حق ندارد در مورد حدود آزادي او اظهار نظر کند.
دبير سياسي هفته نامه پرتو سخن در ادامه سخنان خود با بيان اينکه شعار " ما ميتوانيم" احمدي نژاد شعار امام (ره) است تصريح کرد : مقام معظم رهبري نيز بر اين موضوع تاکيد دارند.
وي با نقل جملاتي از امام (ره) پيرامون خود باوري و اعتماد به نفس ملي گفت : امام (ره) در اين باره فرموده اند: " اگر امروز کمبود نيروي انساني هست به خاطر اين است که ما به آن طرز تفکر عادت کرده ايم ، ما خودمان را گم کرده ايم ، مفاخر خودمان را گم کرده ايم ، تا اين گمشده پيدا نشود وضع ما فرقي نميکند."
عضو هيات علمي موسسه امام خميني(ره) ، هنر دکتر احمدي نژاد را باور کردن شعار " ما ميتوانيم" و خودباوري عنوان کرد . گفت: مقام معظم رهبري هم تاکيد کرده اند که همه دولتها کار کرده اند ولي برخي اراده ها کارآمدتر و قوي ترند.
روانبخش با بيان اينکه امروز ديگر کسي نميتواند گويد دين ، شما را از پيشرفت باز ميدارد اذعان کرد: امروز همه قبول دارند که رويکرد آقاي احمدي نژاد ، رويکردي ديني است و او در پي زمينه سازي براي تشکيل حکومت جهاني حضرت مهدي (عج) است.
وي با طرح اين پرسش که در هشت سال دولت اصلاحات که رئيس جمهور آنها ميگويد راه پيشرفت ما از غرب ميگذرد ، چه پيشرفتي داشته ايم گفت: ما نشان داديم ميتوانيم رويکرد ديني داشته باشيم و در عين حال حال در علم و تکنولوژي هم پيشرفت کنيم و تبديل به يک قدرت شويم.
حجه الاسلام روانبخش در بخش ديگري از سخنان خود پيرامون سفر رئيس جمهور به ژنو گفت: وقتي رئيس جمهور ميخواست در مورد مصاديق صهيونيسم و نژاد پرستي صحبت کند ، خودشان بين جلسه بلند شدند . جلسه را ترک کردند و با اين رفتار خودشان را به همه معرفي کردند ؛ در صورتيکه 700 ميليون نفر در دنيا به طور مستقيم شاهد اين ماجرا بودند.
دبيرسياسي هفته نامه پرتو سخن با اشاره به اينکه پروفسور مولانا ، هنر دکتر احمدي نژاد را در اين ميداند که وي رسانه زنده است گفت: متاسفانه در خطبه هاي نماز جمعه تهران به خاطر توهين به هيات ايراني شرکت کننده در ژنو ، اظهار تاسف ميکنند.
وي عملکرد دولت را در حوزه هاي مختلف قابل مقايسه با دولتهاي قبل ندانست و گفت: آقاي احمدي نژاد در اصول محکم ايستاده ، هرچند در گزينش برخي افراد اشتباه کرده است.
روانبخش افزود: ما از اشتباه دفاع نميکنيم و آقاي مشايي بايد اظهارات خود را پس بگيرد.
اين کارشناس مسايل سياسي مطرح کردن بحث عوام فريبي را عليه دولت ، توهين به مردم دانست و گفت: اگر مردم به آنهايي که اين مسايل را عنوان ميکنند راي دهند ، از نظر آنها مردمي فهيم و عاقل هستند در غير اينصورت مردمي نادان و قابلمه به دست هستند.
روانبخش حمايت سروش از مهدي کروبي را قابل تامل دانست و گفت : به نظر ميرسد اين حمايت در جهت ريزش راي اصولگراهاست.
وي در پاسخ به سئوالي در مورد اينکه در اين دولت چقدر به جوانان اهميت داده شد گفت: در بحث درک جوانان ديگران شعار دادند و آقاي احمدي نژاد عمل کرد.
وي افزود بيشتر مشاوران بخشهاي مختلف فرمانداريها و استانداريها از جوانان هستند.
روانبخش اذعان کرد : براي نخستين بار وام چهار ميليوني ازدواج را دولت آقاي احمدي نژاد تصويب کرد.
وي در پايان با اشاره به اينکه آقاي احمدي نژاد هيچ ادعايي جز خدمتگذاري مردم ندارد گفت: اگر قرار باشد به ايشان مثل رئيس جمهورهاي قبلي عنواني بدهيم بايد به او بگوئيم : سردار سازندگي ، سردار هسته اي ، سردار استکبار ستيزي ، سردار عزت و اقتدار ملي و دهها سردار ديگر
نوشته شده توسط بی بال در شنبه 9 خرداد1388 ساعت 11:32 AM موضوع | لینک ثابت
امروز از اون روز هایی است که باید به فکر بریم
به اين فكر كنيم كه كه به كجا مي خواهيم برسيم ....
به اين كه آقا داره مي اد ....
بله داره مي آد ....
همين جمعه ....نه همين فردا ...نه همين حالا....
بله مي آد
زود زود ....خيلي زود تر از اوني كه فكرشو كنيم .....
برادرا ....خواهرا عجله كنيد.....
داريم از غافله عقب مي مونيم ....
اگه همين حالا ازمون بپرسه
كه تا حالا چيكار كردين؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه خاكي بايد به سرمون كنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واي وووووااااااي خدايا كمكمون كن ![]()
شمايي كه سر تا پا ادعا بودين !!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط بی بال در دوشنبه 14 بهمن1387 ساعت 2:25 PM موضوع | لینک ثابت
تا قلم لب بر مرکب می زند
بوسه بر جا پای زینب می زند
می گذارد سر به صحرا ی جنون
می نگارد نقشی از دریای خون
می کشد آه از نهادی سوخته
وز ضمیر خیمه ای افروخته
کربلا می مرد اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
نوشته شده توسط بی بال در دوشنبه 16 دی1387 ساعت 0:11 AM موضوع | لینک ثابت
سلام
سلام بر حسین
سلام بر ماه خون و اشک و آه ....
سلام بر لب تشنگان کربلا
سلام بر محرم ...
سلام بر عباس
سلام بر زینب کبری
باز رنگ و بوی محرم همه جا را را فرا گرفته ...
کوچه ها آرام آرام سیاه پوش حسین می شوند سلام بر اشک ریزان بر غم حسین
سلام بر آنها که تنها به اشک بسنده نکرده ادامه دهنده راه حسین اند
سلام بر شهدا که عجیب به حسین رسیدند و سر بر پای او جان را فدایش کردند
سلام بر حسین
سلام بر حسین... ![]()
نوشته شده توسط بی بال در شنبه 7 دی1387 ساعت 2:7 PM موضوع | لینک ثابت
اول از همه عید هایی رو که گذشت و وقت نداشتم تبریک میگم ![]()
عید سعید قربان و عید سعید غدیر بر همگان مبارکباد![]()
داریم آخرین روز های فصل زیبای پاییز رو پشت سر میگذاریم
ما ایرانی ها رسم زیبایی داریم ....![]()
![]()
![]()
مطلب زیر اصلا ربطی به شب یلدا نداره :
سید مجتبی شروع خوبی داشت و مراحل سیرو سلوک را خوب رعایت می کرد.با خدا خوب معامله می کرد روزی دفتر یادداشتم رو به سید دادم و گفتم :در دفترم یک خط بنویس می خوام به عنوان یادگار نگه دارم نوشت :یارا جگر شیر نداری سفر عشق مرو !!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
این خاطره هادی عباسی از سید مجتبی علمدار بود چقدر شهدا لطیفن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
راستی داره یواش یواش رنگ و بوی محرم می آد باید پاشیم ...
باید آماده باشیم ....
یا علی بگین شروع کنیم برا منم دعا کنید ....یا علی
نوشته شده توسط بی بال در پنجشنبه 28 آذر1387 ساعت 2:54 PM موضوع | لینک ثابت
سلام من نمی دونم چرا مردم می تونن اینهمه بی معرفت باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجای دنیا بی معرفتی شده منطقی بودن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کجای دنیا به خودشون اجازه میدن دل آدما رو بشکنن بدون هیچ دلیلی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا خدایا چه را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط بی بال در دوشنبه 25 آذر1387 ساعت 1:59 PM موضوع | لینک ثابت